نويسنده: رابرت فيندلي(1)
برگردان: مسعود نجفي
فيندلي اين مقاله را در سال 1980م. و بلافاصله پس از تجربه شخصياش در تئاتر لابراتوار نوشته است. اين نوشته از آن جهت شايان توجه است كه حاوي نكتههاي بديع و روشنكنندهاي درباره كارهاي دورههاي اوّل و دوم گروتفسكي در تئاتر لابراتوار است.
در دهه ناآرام 1960م. اهميت گروههاي تئاتر تجربي رشدي افسانهوار يافت؛ گروههايي كه اكنون بيشتر آنها از هم پاشيدهاند و يا به دلايلي مبهم از صحنـه تئاتــر كنـار رفتهاند. به عنوان نمونه در آمريكا ميتوان به گروه “Open Theatre” (به كارگرداني جوزف چايكين(2)) در سال 1974م. منحل شد. دليل آن شايد تا اندازهاي به خاطر اين باشد كه از يك سو زمانه تغيير كرده بود و از سوي ديگر نيز تا اندازهاي روشهايِ خلاقِ گروهها براي بداههسازي و تغيير شكل كار بازيگران، كه تا حدودي در موفقيت همه گروههاي تجربيِ تئاتر مؤثر بود، پيش پاافتاده و معمولي به نظر ميرسيد.
گروه “Living Theatre” (به كارگرداني جولين بِك(3) و جوديت مالينا(4)) به شدت با سر و صداهايِ رايجِ انقلابي در دهه 60 درگير شد و اين روزها دور از ريشههاي آمريكايياش، در رُم و در آرامشي نسبي به سر ميبَرد.(5) با اين حال “Performance Group” (به كارگرداني ريچارد شكنر(6)) اين روزها هنوز در نيويورك كار ميكند؛ كارهايي كه اجراهاي بسيار اصيلي از اين گروه را(مثل اجراي ديونيسوس در 69) در گذشتههاي دور به خاطر ميآورند.
در اين دوران يكي از پرآوازهترين و تأثيرگذارترينها در ميان چنين گروههايي، تئاتر لابراتوارِ يرژي گروتفسكي بود. گروهي كه به عنوان اجراگراني با اصالت، هنوز هم كار ميكنند و همچنان در قلمرو خلاقيت و در مسيرهاي جديدِ آن قدم ميگذارند و پيشرفت ميكنند. اعضاي گروه در سال گذشته بيستمين سالروز پژوهشهاي تئاتريشان را جشن گرفتند. اين امر خود تا حدي نشاندهنده اين است كه گروه دارد پا به سن ميگذارد؛ اما همچنان در ورطههاي خلاقانه خود غوطهور است. من در حد تجربي شخصيِ خودم خواهم كوشيد تا از شور و نشاط گروهيشان براي شما حكايت كنم.




